برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
روز ۶ژانویه ساعت هشت صبح مدت ۲۵ دقیقه ده دقیقه اول رو طبق روال انجام دادم و ده دقیقه دوم اولین تجربه یا تمرین رنگ رو داشتم . سخت بود فقط قسمت آبی ، دلم آبی بسیار روشن میخواست ولی به سفیدی میزد همش . وسطای سفر یکهو پیشانی م بین دو ابرو آغاز کرد سوختن . حسی که انگار داره سوزنی واردش میشه و بعد تمرین روز خوبی داشتم . کلی تا آخر شب کار کردم و شام پختم و دیر حدود ۱۲شب خوابیدم .
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
هفتم ژانویه ساعت ۵ عصر مدت ۲۳ دقیقه در روز جاری قبل طلوع آفتاب بیدار شدم ولی چون بعد از مدیتیشن نمیتونم بخوابم ترجیح دادم بیشتر استراحت کنم . دیروز زیاد کار کرده بودم و دیر خوابیده بودم بدنم به استراحت بیشتری نیاز داشت . حدود ده صبح با حس گرسنگی از رختخواب بیرون آمدم . خواستم اول صبحانه بخورم بعد تمرین کنم ولی هی طول کشید ُ برعکس روزهای قبل که معده م دیگه اسیدی نمی شد باز امروز اسیدی بود و دمار از روزگارم در آورد ، سردرد داشتم و مسکن خوردم .
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
هشتم ژانویه ساعت ۹ صبح مدت ۲۳ دقیقه
با یک روز فاصله می نویسم . ده دقیقه اول همش توی سرم همهمه صداهای مختلف بود و فقط به زور دقایق بعدی ساکتشون کردم . مفهوم نبود ُفکر خاصی نبود . فقط همهمه بود . باقی روز سرحال بودم و اتفاق خاصی نیوفتاد . بعدش تمام روز مثل خرس گریزلی خوردم . هیچی توی خونه نموند برای خوردن ُ چهارتا سیب سه تا پرتقال سه بسته بیسکوپیت یه بسته چیپس یه کاشه گنده خوراک لوبیا دوتا تخم مرغ آب پز و نصف نون بربری با پنیر و گردو بقیه شو یادم نمیاد ! وحشتناک بود !
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
در زمان حاضر نهم ژانویه ست و من دوبار در روز جاری مدیتیشن کردم ُ بار اول ۲۲ دقیق ساعت ۱۰ صبح بود . برخلاف دیروز سروصدایی نبود ولی عکسها درهم و برهم و مبهمی میومد جلوی چشمم . با اینکه صبح با خشم و بی حوصله گی بیدار شده بودم ولی ذهنم خاموش بود و متمرکز بودم . دفعه دوم ساعت حدود یک ربع به پنج عصر و همزمان با غروب آفتاب بود و خیلی عجیب . حدود ۳۰ دقیقه و فقط تمرین اول رو انجام دادم . مثل همیشه از خدا خواستم نورش بر من بتابه و منو حفاظت و راهنمایی کنه .
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
دهم ژانویه ساعت ۸ صبح مدت ۱۰ دقیقه این دومین روزی بود که با اعصاب خوردی بیدار شدم و نشستم پای مدیتیشن . جالبه وقتایی که ذهنم درگیره تا میشینم پای مدیتیشن ذهنم خلاص میشه ولی یه فرقی داره اینه که برای خالی نگه داشتن ذهنم مشکلی ندارم ولی هیچ ویژنی نمیبینم . ساعت ۳ بعد از ظهر در جنگل هم امتحان کردم و این بار مشکل صدای موزیک زامبیا بود و معین می خوند تونستم برسم به خلاء ولی صدای موزیک اونجا هم پخش میشد وحشتناک بود من با هزار امید رفتم جنگل خیلی هیجان زده بودم
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
today is 11th of jan 2025_ 20 min I woke up so angry without any energy .after eating sth and takaing a shower, I did my practice . I can't anderstand why the time passes so slowly during my practice . evry thing was normal but Ia saw two thing ,first a very big dimond just as big as a watermelon . it was pure and sparkled in very light blue . second I saw two eyes near my face , they were empty but so deep behind.
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور