آخه چی شد که شب شد؟!!!
شب بود شبم سرکش و دیوانه شبی بود
در سینه عجب بی خود و بی نوبه تبی بود
غم بود که بی دعوت دل ساکن دل شد
دل بود که بی صاحب و سرگشته و ول شد
غم بود که از خون جگر طالب مِی شد
دل بود که ساغر شد و ساقی ، خود دل شد ...
آخه چی شد که شب شد؟!!!
برچسب:
نویسنده: یوسف حسینپور