انتقام
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 1:22
شب اول برنامه :اتاق تاریک است و ساعت حدود 4 صبح ، در تخت خواب با موهای پریشانی که در صورتش ریخته نشسته بود و با گردنی نیمه کج با چشمانی کشاد ولی بی روح و خاموش به مرد زل زد . مرد بی خبر از همه جا متوجه شد همسرش نشسته و چشمانش را باز کرد که چشمان بی روح زن زهره اش را ترکاند . فریادی کشید و اسمش را صد...
عمه جون , یادتم !
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 1:22
سر صبی عمه آدم براش آهنگ خدا خدای مستون بیژن مرتضوی رو بفرسته آخه ؟! عین کرم افتاده تو مغزم و داره می لوله ! بگذریم , همیشه از کمبود موزیک بیچاره بودم , اونقدر یه موزیک جدید رو گوش میدم تا حالم ازش
منِ بی جنبه
-
تاریخ: 1397/12/7 ساعت: 1:22
بی جنبه شدم , تو سریال درپیت آی فیلم مامان بزرگه گریه می کنه , گریه می کنم , خنچه عقد برای نوه ش میارن , نیشم باز میشه , مرده به زنش خیانت می کنه قلبم وا می ایسته , دخترشون پنهان کاری میکنه از استرس راه میرم تو خونه , مادره ریزه ریزه اشک میریزه منم هق هق گریه میکنم , آدم می کشن , غصه عالم میاد تو دل...
وحشت
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 15:45
به یک سوم آخر فیلم که می رسه .. مفهوم وحشت تعریف می کنم اگه تموم بشه چیکار می خوام بکنم ؟
تحول
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 15:45
یارانم به تمامی از من خشمگین شدند .کسی از دورنم خبر ندارد . کسی کفشهای من را نپوشیده . روزگار عجیبی دارم این روزها ! پر از پیش آمد های عجیب تر !خبری هست انگار .....من چنینم که نمودم؛ دگر ایشان دانند..
مانیتورینگ!
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 15:45
توی جلسه : خانوم فلانی به نظرم چاق شدید نه ؟توی اون یکی جلسه : وااای چقد لاغر شدی خانوم فلانی مواظب باش صورتت از ریخت میفته ها !رفیقت : چته تو دوباره گونه هات فرو رفته . یه چیزی بخور داری میمیری !فامی
هستم آنکه هستم !
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 15:45
دغدغه هایم آنقدر زیاد شدند که شاید حضور ذهن نداشته باشم که تو با اون لحن سرزنش آمیز صداتو کلفت کنی سرم که تو چرااااااا؟ !!!!!!!! بعدشم من مث بچه ها به تته پته بیوفتم و شرمگین بشم دست آخرم با تفرعن کلید جدید خانه را بهم ندهی . بر می گردم و خانه قدیمی خودم را احیا می کنم . برمی گردم و چراغ خانه خودم ر...
نقطه سر خط
-
تاریخ: 1397/9/28 ساعت: 15:45
زندگی من با آن سالهای دور خیلی فرق کرده است . امروز بعد از هزار سال بالا و پایین رفتن بعد از عبور از همه بوته های آتشی که هیچ وقت به گلستان بدل نشد ، بعد از یک خواب اصحاب وار چشمانم را در این دنیای سقف کاذبم باز کردم و خیال دارم طرحی نو در اندازم . لذا در نهایت فروتنی عرض می کنم کص خار هر بزگواری که...